این روزا بازم کاملآ احمقانه بهت فکر میکنم شدید دل تنگت نیستم و این خیلی عجیبه فقط بهت فکر میکنم و فکرم رو اشفته میکنی بدجور خیلی بدجور. تو هنوز عزیزترینی.
از سایه و پریسا خبر دارم همچین خوب نیستن پریسا که واسه ولنتاین از اقایه دوست پسر انتظار کمی حرکت رو داشت که اینطور که از شواهد و قرائن بر مییاد هیچگونه حرکت خواصی انجام گرفته نشده سایه هم که روز ولنتاین و البته تولدش رو به تنهایی گذرونده البته امیر کمی تا قسمتی به دادش رسیده اما خوب. دیشب با سایه حرف زدم و همونطور که میدونستم و تو کلم شدیدآ مگذشت حالش خوب نبود. خوب دیگه همینه دنیا با این وضعیت مسخره میگذره و...
و اما دوست قدیمی یه میل نوشته بود که دلتنگه و میرم بهش سر میزنم یا نه در صورتی که ایران که بودم شدیدآ و البته دقیقأ از طرفش ایگنور شدم. نمیدونم چی بگم فقط گیجم.
مریم جان قابلی نداشت تو خیلی بیتشتر از یه پست میارزی عزیزم.
ماچ دوستتون دارم
ممول
فردا ولنتاین به اونایی که کسی رو دوست دارن و کسی دوستشون داره مبار ماها هم که سرمون بی کلاه که هیچی هویجمون رو میخوریم.
فردا تولد دختر دائی عزیزتر از جانم هم هست سایه جان تولدت مبارک بیبی دوستت دارم.
مزدک من ادرس وبلاگت رو ندارم در ضمن من حالم خوبه احتیاجی به بهتر شدن ندارم واسم ادرست رو بگذار.
دیگه نانی پلیز زود بیا چون من هم به همون اندازه احتیاج دارم عر بزنم تو بغلت.
نیو دلم قد یه ک....ن مورچه شده واست.
دوستتون دارم
بازم ولنتاین مبارک خیلی مبارک یعنی جدی مبارک .
یه لحظه داشتم مینوشتم یاد ولنتاین پارسال افتادم وای خیلی بد بود اولین وقتی که......ولش کن اصلآ گور بابایه من گور بابایه تو گور بابایه مریم اصلآ گور بابایه دنیا.
پ.ن: خوب که واسه مزدک نوشتم حالم خوبه اگه بد بودم چه جوری میخواستم باشم؟
ممول
من حالم به حد نهایت بده نترسین روحی نیست بیاین دچار پاچه گیری نیستم سرما خوردم به حد بینهایت و تمام بند بند وجودم درد میکنه و از همش بدتر درد دندونه.
اقایه مزدک اقایه گل من راستش نمیدونم جریان شماره تلفن تو و اینکه من نباید به مریم میگفتم و اینا چیه خودت که یکمی از زندگیه من خبر داری اینقدر به سرم سودا دارم که یادم نمییاد ظندگی رو با کدوم ذ مینویسن بعدم گلم سوری باشه ها اما من اول دوست مریم هستم تا اخر عمرم هم مریم رو به هرکسی که در برابرش قرار بگیره ترجیح میدم. واست خوشحالم که دختری خوب(
) پیدا کردی و ممنونم که منو مثل خواهرت میدونستی هرچند که دیگه نمی دونی.
و اما تو ساسوشا خانم کشتمت اگه از خودت خبر بهم ندی تو یاهو اددت کردم یه قرار بذار واالله اگه سرت خلوت شد.
دیگه هم همین خبری نیست دیگه. حواستون به خودتون و فک و فامیلاتون باشه. راستی واسه دایی عزیزتر از جانم دعا کنید میخواد قلبش رو عمل کنه.
دوستتون دارم
ممول
ببخشید که خیلی خیلی دیر امدم اینجا دیگه برنامه کارهام دسست خودم نیست وصلم به ایم دو تا جوجو تا وقتی ابجی خانم از سر کار برگرده گیر این دوتا هستم و وقتی ئهم مییاد اینقدر خسته اس که دلم نمی یاد تنهاشون بگذارم الان هم با کلی سلام و صلوات کردنم از خونه بیرون البته خیالم راحته چون فردا و پس فردا رو تعطیل ابجی خانم.
شبی که پرواز داشتم تو سالن ترانزیت که نشستم تمام اهل بیت مهمونیه یکی از دوستان رو دیدم همگی داشتن میومدن دبی و من از بس هی گفتم وای سلام حال شما وای سلام اه شما هم که دارید مییاد گردن درد گرفتم جالب بود یک لحظه هم که داشتیم میپیوستیم به دنیایه افقی ها هواپیمایه نازنینمون دقیقآ رفت به سمت سقوط خیلی باحال بود ها تصور کنید بعد کلی وقت ساسوشا مییومد خبر سقوط منو اینجا می نوشت ها ها ها.
و اما خیانتی که گفتم یا نگفتم و با خیاله راحت انجامش دادم و بعدش کمی عذاب وجدان واسم داشت امروز یه خاطره باحاله که بهش فکر میکنم. تو بغل کسی خوابیدن و ارامش داشتن با اینکه تو بغل کسی باشی که هر لحظه اش واست نگرانیه راضی نبودن طرف رو داره یک دنیا فرق میکنه حتی اگه احساست نسبت به طرفت به اندازه اون یکی قوی نباشه نمیدونم فهمیدید چی میخواهم بگم یا نه اما خوب اینم یه راه حرف زدنه.
ساسوشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا یه دنیا دلتنگتم. نانی تو هم همینطور. سایه و پریسا که دیگه هیچی دلم شده قد یه کله مورچه واسشون و البته تو دوست جدید واسه تو هم دلتنگم ولی نه به اندازه اینایی که گفتم سورری.
دوستتون دارم.
ممول
راستی گنجیشک جونم مهربونم دلتنگ تو هم هستم نازگلم. ماچ ماچ
۰۰۰۰ جان لطفآ خواهشنآ التماسآ با کسی دعوا نکن و نشین این کلافهایه غم من رو بخون که بخواهی گیر بدی به اون بنده خدا من راضی نیستم گور بابایه من خودتون دو تا رو با رابطه قشنگتون رو عشق است عزیزم.
چهارشنبه پیش به سویه سرزمین رویاهایه خیلی ها و یه جایه تحمل نکردنی واسه من.
اقا اگر بار گران بودیمو رفتیم البته فکر نکنین تو این سه ماه ازم بی خبر میمونید اما خوب نه به این تند تندی(نیست که الان هر شب اپ می کنم)
ممول
اقا یا خانم ۰۰۰۰ من دقیقآ یه وبلاگ دیگه داشتم که جریاناتش تقریبآ همین بوده و هست اما اخرین پستم مال یک سال پیش نیست حالا اگه ادرس اون وبلاگ رو داشته باشی بهت میگم مال من بوده یا نه.
این روزا دوباره دیوانه وار بهت فکر میکنم و شدیدآ به این مسئله هم فکر میکنم می خواهم با تمام وجودم بهت خیانت کنم عزیزم یه خیانت درست حسابی در حدی که خودم هم باورم نشه و می کنم اینکار رو قبل از اینکه برم.
به صورت کاملآ فوری احضار شدم دبی باید چهارشنبه برم و این سرعت منو کرده مثل ادمی که یه تو گوشیه شدید خورده بدون اینکه بدونه چرا یه خورده شکم و شدیدآ غمگین. اه حالم از خودم بهم میخوره.
ممول
هرچند زکار خود خبردار نیم
بیهوده تماشاگر گلزار نیم
بر حاشیه ی کتاب چون نقطه ی شک
بی کار نیم اگرچه در کار نیم
امروز درین شهر چو من یاری نیست
آورده به بازار و خریداری نیست
آنکس که خریدار ٬ بدو رایم نیست
وانکس که بدو رای ٬ خریدارم نیست
این شعر رو تو وبلاگ یکی دیدم حال کردم باهاش از ابوسعیدابوالخیر هست.
ممول