تبليغاتX
ممول تنهاترین کوچولویه دنیا
یه وبلاگ کاملآ شخصی در مورد روزمرگیهایه یه دختر کاملآ معمولی
سلام

با اینکه این روزا به قول امیر غم باد گرفتم امروز صبح ساعت ۶ با نانی رفتیم یه دست کله پاچه گرفتیم و نوش جان نمودیم اینقدر خوردم که از ساعت ۴ بعد از ظهر که از خواب ناز بیدار شدم تا الان حالم داره از هرچی غذاست بهم میخوره. معدم سنگین شده حالت تهوع اینقدر زیاده که دلم میخواد شهامت داشتم یه انگشت کوچولو میکردم تو حلقم و گند میزدم به هرچی کله پاچه ست که خوردم منتهی ندارم شهامت رو میگم.

دلم گرفته زشت از اون دل گرفتگی ها که نمیدونی چرا امدن چرا اینقدر پیچ شدن به دلت و کی قراره برن خبره مرگشون دلم یه بغل سفت میخواهد چرا دروغ بگم دلم یه س.ک.س درست حسابی میخواد از اون مدلهایه رمانتیکش. دلم میخواد برم وایسم پایه گاز یه غذایه خوشگل کوچولو درست کنم و وقتی مییاد خونه دوش گرفته با یه ارایش کوچولو و یه لباس س.ک.س.ی خوشگل دعوتش کنم سر میزی که یه دسته گل گنده رز روشه و هیچ نوری نیست جز چند تا دونه شمع کوچولو. دلم میخواد حرفایه مهربانانه بشنوم بشنوم که میگه خوشحاله از این سوپرایز نگاهش عاشقانه باشه بهم اعتماد به نفس بده و واسم تعریف کنه که میدونه چقدر دارم عذاب میکشم اما به دادم خواهد رسید همونطوری که تا حالا رسیده و من در حالی که تو دلم قند و شکر و اینا اب میکنن نگاهش رو جواب بدم سرم یه ذره واسش کج کنم و خودم رو لوس کنم(گرچه هیچ وقت یاد نگرفتم یه دختر خوب چطوری باید عشوه بیاد همیشه به چشم یه پسر بهم نگاه کردن حتی دوست پسرم هم فقط تو رختخواب یادش مییاد من زنم در حالت عادی ازم انتظاره یه ذره ناز و ادا نداره وقتی سعی میکنم دخترونه باشم واسش تعجب برانگیز میشم و هزارتا علامت تعجب و سوال بالایه سرش شروع میکنه به پرواز و اخرش هم دوام نمییاره: بچه تو چته امشب؟).

خلاصه که از دست رفتیم یکی عاشقمون نشد. نمیدونم شاید این روزا زیادی ام بی سی ۲ یا ۴ نگاه میکنم تحت تاثیر فیلمهایه هالیوودی زیادی قرار گرفتم.

دعا کنید واسم.

ممول

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 21:20  توسط ممول | 
سلام

خودم رو بغل میکنم سفت سعی میکنم جایه خالیه تو رو با دستام واسه خودم پر کنم. خودم رو نوازش میکنم با دستام اروم میکشم رو شونه هام بازو هام و گردنم رو مهربانانه لمس میکنم اما...

اما جز حس ترحم واسه خودم هیچ حس دیگه ای ندارم. اشکام اروم اروم مییاد پایین باز غرق میشم تو خاطرات تلخ گذشته همونها که یه وقتی شیرینترین ها بودن. باز غمگینتر از اونی میشم که بودم.

خیلی تنهام خیلی بیشتر از اونی که بتونی تصور کنی.

ممول

تو رو خدا دعا یادتون نره.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 2:7  توسط ممول | 
سلام

شکایت کنم؟ نکنم؟ برم؟ بمونم؟ پدرام میگه یک هفته وقت بده وقت میدم خدا بزرگه شاید....

دعا یادتون نره تو رو خدا

ممول 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 2:33  توسط ممول | 
باز هم غمی دیگر

باز هم نا ارامی

سهم من از غصه ها کی تمام خواهد شد؟

دیگر حوصله ای نیست برایه خنده

حسی نیست برایه زندگی

و حتی حالی نیست برایه مرگ

کاش میشد بازگردم به ۵ سالگی

۵ سالگیه عزیز

۵ سالگیه پر از شادی

بازگردم به دوران بی غصگی

امروز دوین تار سفید موهایم کشف شد

هفته پیش خط اخمم نمایانتر

و احتمالآ هفته اینده خط کنار لبهایم پر رنگتر خواهد شد.

رک بگویم پیر شدم

در اوج جوانی در ۲۶ سالگی.

واسم خیلی خیلی دعا کنید خیلی زیاد حالم خوب نیست اصلآ حالم از همه چیزه ایم زندگی بهم میخوره دلم یه بغل میخواد یه بغل پر از ارامش دلم یه ادم میخواد که دورم کنه از این وضعیت بهم روحیه بده بهم بگه من پشتتم نترس من باهاتم تنها نیستی بهم بگه خستگیهات رو بذار رو دوش من باهم بارشو میکشیم هست؟ نه نیست.

دلم یه بغل بغل میخواد.

ممول

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم خرداد 1387ساعت 21:30  توسط ممول | 
سلام

کلانتری جایی که همیشه میگفتم پام بهش نرسیده و نمیرسه. مامور بردن در خونه مردم وای خدا تصورشم عذابم میده. شر خر؟ وای خدا به عمرم هرچی ندیده بودم امروز دیدم.

پوله که رفت به باد ولی خدا رحم کنه خودم به باد نرم.

دعا کنید تو رو خدا

ممول

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387ساعت 22:4  توسط ممول | 
سلام

سی میلیون پانزده میلیون و .... مبلغ پول من تو این جریان گمه از بس کوچیکه اما حتی اگه پوله بر هم نگرده دلم میخواد گرفتار ببینمش.

واسم دعا کنید دیگه افسار بریدم.

ممول

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 21:31  توسط ممول | 
از خودت یه ایدی واسم بگذار پرنسس جان
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 20:45  توسط ممول | 
چهار میلیون و پانصد هزار تومان به گا رفت

رفت  رفت که رفت که رفت

تمام

ممول

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 17:51  توسط ممول | 
سلام

خبرهایه دست اول:

۱ قرار بود امشب راه بیفته بیاد اینجا خبرش رسید فرمودند حالا حالا ها نمییام.

۲ رفتم در مغازه بیخبر که یعنی امار بگیرم مغازه دو هفته است که تعطیله.

۳ تشریف بردم بیمارستان زیر سرم و اکسیژن. الان هم عین اینایی که دچار بیماریه لغوه شدن در حال لرزش هستم.

اسمونی جان بعد نشین بگو حرف کلیه ت رو نزن ناراحت میشم. جدی حاضر بخ فروشش هستم کسی رو سراغ دارید بسم الله.

خوابم مییاد خستم از داخل بدنم میلرزه حالم بهم میخوره سرم گیج میره با این تفاصیل تا صبح برسم شانس اوردم.

تا بعد

ممول

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 0:55  توسط ممول | 
سلام

هیچ خبر جدیدی نیست من هنوز ایران هستم و البته با این تفاصیلی که پیش امده داره بوش در مییاد که ۴۵۰۰۰۰۰ دیگه به فاک رفت دعا کنید دیگه جدی جدی دارم به فروش کلیه فکر میکنم کاملآ هم جدی میگم هیچم شوخی ندارم اگه مشتری سراغ دارید واسه کلیه چپم میفروشم منتهی قیمت بالا ۱۵ میلیون.

زووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووود پیدا کنید باشه.

ممول

+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم خرداد 1387ساعت 3:9  توسط ممول | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
پرسیدم از تو
بودی به یادم
روزی که با ما نبودی
خندیده گفتی من با تو بودم
یک لحظه تنها نبودی

قبلآ ها اینا رو نوشتم
88/07/01 - 88/07/30
88/06/01 - 88/06/31
88/05/01 - 88/05/31
88/02/01 - 88/02/31
87/11/01 - 87/11/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
پیوندها
شبشیدها(چقدر مهربون مینویسه لطیف عین اسمش شبنم)
نوشی و جوجه هاش(با اینکه خیلی وقته نیستی اما یادت همیشه با منه)
من و ام اس(وای من به ویولت افتخار میکنم اگه من جاش بودم ....)
باغ بی برگی(من خیلی این بشر رو دوست دارم خیلی خودمونی منویسه)
گلی خانم جون
پژواک یه سابت طنز باحاله سیاسی
شب‌های لیمویی شرح مفصل و مبسوط دوستی پایدار گربه‌ی وحشی و گنجشک)
ساسوشا(گل منه این دختره)
هرچی فال باحاله. اینم واسه خالی نبودن عریضه
عاشق پرتقال فروش(زری جووون)
گیج منگولی(خوشم میاد ازش خوب.....ها رو دوخته بهم)
کیف پولی(فقط خدا میدونه که این بچه چقدر مهربونه)
هوس
مزدک
کافه جویبار
من آخرین سوته دلم
پرنسس خاتون
قور قور یه سایت اموزش پرورشی وابسته به استان اصفهان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM