![]() |
![]() |
|
| یه وبلاگ کاملآ شخصی در مورد روزمرگیهایه یه دختر کاملآ معمولی |
|
کتی جان تسلیت میگم خیلی زیاد. کاش نزدیک بودی و کاش وقتی بود که میشد بهت سر بزنم.
بچه ها لطفآ هرکی اینجا رو میخونه واسه مامان کتی یه فاتحه بفرسته همین امروز صبح با خدا یه ملاقات همیشگی داشته. خدا به بازمانده هاش صبر بده. بهشت نصیبتون بشه ممول |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 21:56 توسط ممول |
|
|
سلام
این سفر یه نتیجه داشت امیر اعتراف کرد که دوستم داره یه نتیجه دیگه داشت اونم این بود که ولش کنید فعلآ گوزپیچه احساسات شدم ممول دعا واسه من یادتون نره دوستتون دارم |
|
+ نوشته شده در
شنبه سی ام شهریور 1387ساعت 1:30 توسط ممول |
|
|
سلام
میخواستم داستان دختر 10 ساله ای رو واستون بنویسم که میخواست فاحشه بشه چون مردا به خانم همسایه که فاحشه ست خیلی احترام میذارن تولدش یادشون میمونه و ... اما خوب خلاصه امر اینکه می خواهم فاحشه بشوم ممول حالم خیلی خرابه دوستان فقط دعا اینم مسافرت امدن من هیجیم به ادمیزاد نرفته. کاش من هم مثل بقیه بودم اگه اینقدر متفاوت نبودم تو اعتقاداتم الان کلاهم پس معرکه نبود. |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387ساعت 12:8 توسط ممول |
|
|
سلام
وقتی میگم دلم شور میزنه الکی نیست خدا میدونه که این چند روز به چه حالتی گذشت البته نانی هم میدونه. اشتباه ترین کار دنیا رو انجام دادم اونم پیچوندن امیر بود با اجازه گلتون شدم یه دونه از اون دخترهایه مزخرفی که همیشه خودم میگفتم ایییییییییییییییییییییی حالا شدم یه دونه از اونا دقیقآ یه دونه از اونا حالم از خودم بهم میخوره. خدا پاشو من یه اشغالم بات حرف دارم ممول پ.ن: دور از جونتون گهههههههههههههههههههههههههههههههه زدم به هرچی که خودم بهش اعتقاد داشتم. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و چهارم شهریور 1387ساعت 2:28 توسط ممول |
|
|
سلام
بعضی وقتا به چه سرعتی همه چیز عوض میشه قبلآ ها چقدر شور داشتم واسه تهران رفتن اما الان فقط دلم شور میزنه یه شوره بد. ممول |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 19:57 توسط ممول |
|
|
سلام
دچار گوگیجه مزمن شدم همه چیز با هم قاطی شده تصمیم احمقانه دبی نرفتن رو گرفتم واسه یه کاری سی وی فرستادم و الان خستم و درمونده نمیدونم چرا. البته عادیه اما خوب دلم میخواد یکی دستام رو ببنده به یه ماشین پاهام رو هم به یه ماشین دیگه بعد تو دو تا جهت مخالف راه بیفتن دلم میخواد بند بند وجودم از هم وا بشه دلم میخواددددددددددددددددددددددددد... ممول ساسوشا دارم مییام تهران هستی؟ |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 1:36 توسط ممول |
|
|
چرا هیچکس به من سرنمیزنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مردم تنهایی نامرداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا ممول |
|
+ نوشته شده در
جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 20:34 توسط ممول |
|
|
روزها و شبها با شگفتیه تمام به سرعت باد میگذرند
روزهایه خوبمان گذشته و با سر به عمق سکوت و سکون سقوط میکنیم زندگی همین است کمی اوج بگیر انگاه بالهایت را میگیرد و از همان اوج به پایین به عمق سیاهی ها میلغزانتت باشد که این سقوط هم راهی باشد به اوجی دیگر. ممول |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 12:56 توسط ممول |
|
|
تا حالا دیدید که یه طرف رابطه بناله که طرفم زیادی بهم اهمیت میده زیادی تحویلم میگیره؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
من ندیده بودم این یه مورد هم دیده شد بر مسلمین جهان مبارک باد. ممول حالم زشت خرابه نه به خاطره این حرف به خاطره حقارته رابطه ها |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 0:4 توسط ممول |
|
|
خبرهایه جدیدی نیست
تما اون حال بدیهام واسه این بود که قصد داشتم به صورت غیر منتظره و بی وقت پریود بشم سو شدم و حالم از اونی که باید خیلی بدتره دیروز یه شیت کامل مفنامیک اسید خوردم و فایده نداشت بعدش هم که ناگهان و انچنان معده دردی گرفتم که دیگه دنیا و دین رو به فراموشی سپرده و تا جایی که میشد به زمین و زمان فحش دادم. و با اجازتون امروز واسه ۵۰ تومن پول ناقابل انچنان اعصابی از خودم خورد کردم که یه راننده تاکسی نازنین رو به یه سیلی مهمون بعدش هم خودم رو به یه عذاب وجدان شدید دچار کردم و اگه یه اقاهه به داد نرسدیه بود الان با چشو چال کبود در خدمتتون بودم. خلاصه که اوضاع روحی خرابه به داد برسید. ممول |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه یازدهم شهریور 1387ساعت 22:49 توسط ممول |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
پرسیدم از تو
بودی به یادم روزی که با ما نبودی خندیده گفتی من با تو بودم یک لحظه تنها نبودی |
|
RSS
|