این روزا بازم کاملآ احمقانه بهت فکر میکنم شدید دل تنگت نیستم و این خیلی عجیبه فقط بهت فکر میکنم و فکرم رو اشفته میکنی بدجور خیلی بدجور. تو هنوز عزیزترینی.
از سایه و پریسا خبر دارم همچین خوب نیستن پریسا که واسه ولنتاین از اقایه دوست پسر انتظار کمی حرکت رو داشت که اینطور که از شواهد و قرائن بر مییاد هیچگونه حرکت خواصی انجام گرفته نشده سایه هم که روز ولنتاین و البته تولدش رو به تنهایی گذرونده البته امیر کمی تا قسمتی به دادش رسیده اما خوب. دیشب با سایه حرف زدم و همونطور که میدونستم و تو کلم شدیدآ مگذشت حالش خوب نبود. خوب دیگه همینه دنیا با این وضعیت مسخره میگذره و...
و اما دوست قدیمی یه میل نوشته بود که دلتنگه و میرم بهش سر میزنم یا نه در صورتی که ایران که بودم شدیدآ و البته دقیقأ از طرفش ایگنور شدم. نمیدونم چی بگم فقط گیجم.
مریم جان قابلی نداشت تو خیلی بیتشتر از یه پست میارزی عزیزم.
ماچ دوستتون دارم
ممول