اون هم دلی اون هم نوایی
از گرد راه امد جدایی
رفتی و چشم به رام گذاشتی
تو این قفس تنهام گذاشتی
حالا نمیدونم کجایی
کاشکی یکی بود ما رو با هم اشتی میداد
کاشکی چشامون باز تو چشم هم میوفتاد
امروز اگه تاریک و خاموش و سیاه
فردا که شد دنیا پر از خورشید و ماه