دیشب تا صبح رو تو دستشویی با اشک و استفراغ گذروندم همه چیز بده همه چیز از بد بدتره حالم بده اشکام بند نمی یاد نمیدونم چی کارش کنم همه چیز بر علیه منه همه چیز این دنیا با من جنگ داره نمیدونم جدی ارامش به من نیومده؟ چرا همیشه همین میشه.
تو عقد کردی الان شوهر یه ادم دیگه ای و این اصلآ واسه من قابل باور نیست.
من دارم میمیرم یکی به فریادم برسه یکی تو رو خدا یکی بیاد یکم منو بغل کنه یکی بیاد یکم منو دلداری بده یکی بیاد نوازشم کنه تو رو خدا من خستم من کم اوردم من دیوانه شدم یکی به داده من برسه من ارامش میخوام مگه من چی کار کردم که اینجوری به سرم مییاد؟ بابا من عاشق شدم قتل که نکردم گرچه وقتی فکر میکنم میبینم چرا من خودم رو کشتم اما هیچ کس رو به خاطر خود کشی مجازات نمیکنن من خودم رو از درون له کردم خرد کردم اینقدر کوچک کردم تا تو دلت جا شم چرا نشدم؟ مگخ دلت چقدر کوچیک بود عزیزه دلم؟ من که ادم بزرگی نبودم من که اصلآ کسی نبودم چرا؟ پس چرا اینطوری شد؟ حس میکنم تازه از من جدا شدی همون حس یک سال و ۵ ماه پیش رو دارم یه ذره بدتر مثل غریقی بودم که به هر چیزی دست مینداخت تا نره زیره اب اما الان دیگه تمام نیروم تمام شد دیگه تلاش نمیکنم بذار برم زیر اب و همه چیز تمام بشه کاش همه چیز زود تمام بشه. یه مدته یه درد زشت تو قلبم میپیچه خیلی شدیدتر از قبله خیلی شدیدتر از اونه که بذارمش به حسابه استرسی که بهم وارد میشه کاش یه چیزی باشه این درد کاش دیگه وقتی واسه زندگی نباشه. نیوشا یادته دیشب بهت گفتم میترسم قبل از اینکه بتونم یه سری کارها رو انجام بدم برم از نفس رفتن نمیترسم؟ اما الان پس میگیرم حرفم رو الان دیگه نمیترسم دیگه تمام دلم میخواد برم فقط برم.
من نمی خوام دوستت داشته باشم من میخوام برم دنبال زندگیم من عشق میخوام من یکی و میخوام که بفهمدم دل به دلم بده من یکی و میخوام که سرزنشم نکنه. من خودم رو میخوام. دلم واسه خودم تنگ شده دلم واسه خودم خیلی تنگ شده دلم یه خنده از ته دل میخواد دلم یه دنیا ارامش میخواد دلم یه ذره شادی میخواد اگه چیزه زیادی میخوام بهم بگید شاید اینایی که میخوام خیلی زیاده و من درک نمیکنم.
ممول